فرهنگ هزاره؛ جشن بزرگ، پرسش‌های بی‌پاسخ

0 3
فرهنگ هزاره؛ جشن بزرگ، پرسش‌های بی‌پاسخ Medium

Hazara communities fill the venue in Vienna on 25 May, celebrating identity and togetherness across the Afghan global Photo: @Wakeel Attock

کاظم جعغری

از ویانا تا استراسبورگ، گوتنبرگ و هامبورگ، جامعه هزاره اروپا امسال روز فرهنگ هزاره را با شکوه برگزار کرد. صدها نفر در سالن‌ها گرد آمدند، از چهره‌هایی چون ذکیه خدادادی تقدیر شد، از دانشمندانی مانند شکردخت جعفری یاد شد و سخنرانانی چون عبدالرزاق وحیدی بر «پاسخ دادن به تبعیض با دانش» تأکید کردند. برگزارکنندگان این رویدادها را «صدای واحد یک جامعه پراکنده» توصیف کردند؛ صدایی که فرهنگ را پلی برای پیوند دوباره می‌سازد.

اما در میان این جشن‌های پرشور، پرسشی که صحرا کریمی، فیلم‌ساز افغان، در پست جنجالی‌اش در ایکس (X) مطرح کرد، همچنان بی‌پاسخ مانده است. او نوشت:

«چرا همین جمعی که هر ساله گرد هم می‌آیند، در این پنج سال حتی یک‌بار موضع مشخصی علیه طالبان نگرفتند؟ اعتراض نکردند؟ صدای زنان و دختران افغانستان نشدند؟»

این پرسش، نقطه حساس ماجرا را نشانه می‌گیرد. جامعه هزاره در دیاسپورا بی‌تردید یکی از موفق‌ترین و پرتلاش‌ترین جوامع افغان است. جوانانش در دانشگاه‌های اروپا و آمریکا می‌درخشند، زنانش در عرصه‌های علمی و ورزشی رکورد می‌شکنند و نهادهای فرهنگی‌اش فعال و منظم‌اند. اما همین موفقیت، یک تناقض پنهان را آشکار می‌کند.

در گزارش‌های این جشن‌ها، از آموزش آنلاین دختران به‌عنوان «امید» یاد شد، اما هیچ اقدام جمعی هماهنگ، بیانیه مشترک یا کمپین مشخصی علیه ممنوعیت آموزش دختران توسط طالبان شکل نگرفت. رنج دیگر اقوام افغانستان، تقریباً در حاشیه ماند. روی صحنه، سخنرانان کنار نمایندگان اقوام مختلف عکس می‌گیرند، اما در عمل، انرژی و پیام‌رسانی بیشتر در چارچوب درون‌گروهی باقی می‌ماند.

درد هزاره‌ها واقعی و تاریخی است، اما وقتی این درد تنها معیار توجه شود و رنج دیگران نادیده بماند، سیاست هویت به دیوار تبدیل می‌شود نه پل. زندگی امن و نسبتاً موفق در اروپا و آمریکا نیز این فاصله را بیشتر کرده است. برای بسیاری، رنج مردم زیر سلطه طالبان در کابل و بامیان به تجربه‌ای دور و انتزاعی تبدیل شده است. این واکنش قابل‌درک است، اما اگر ادامه یابد، به انزوای لوکس و ناتوانی سیاسی منجر می‌شود.

جامعه هزاره هرگز از پیکر افغانستان جدا نبوده و نیست. تاریخ و سرنوشت این سرزمین، هزاره‌ها را با دیگر اقوام گره زده است. با این حال، در پنج سال گذشته، همبستگی سیاسی فراتر از مرزهای قومی بسیار کم‌رنگ بوده است. این کمبود، تنها یک ضعف اخلاقی نیست؛ تهدیدی برای آینده سیاسی همه اقلیت‌هاست. هیچ اقلیتی بدون حمایت دیگران دوام نمی‌آورد.

جشن فرهنگ هزاره فرصتی ارزشمند برای حفظ هویت است، اما زمانی که جایگزین صدای مشترک علیه استبداد طالبان و همبستگی فراگیر شود، دیگر نشانه پیشرفت نیست؛ نشانه عقب‌نشینی است. پرسش صحرا کریمی دقیق است و نادیده گرفتن آن کمکی به جامعه هزاره نمی‌کند.

دیاسپورای هزاره اکنون در یک نقطه تعیین‌کننده قرار دارد:

یا به سمت همبستگی واقعی با همه مردم افغانستان حرکت می‌کند،

یا در حلقه‌های زیبای فرهنگی خود باقی می‌ماند و از واقعیت تلخ افغانستان دورتر می‌شود.

آینده مشترک افغانها ایجاب می‌کند که این جشن‌ها تنها یادآور گذشته نباشند، بلکه به صدایی تبدیل شوند که همه افغان‌ها را در بر بگیرد.

این یادداشت بر اساس نقدی است که صحرا کریمی، فیلم‌ساز افغان، در پست اخیرش در ایکس (X) درباره جشن‌های روز فرهنگ هزاره منتشر کرده است.

توجه: مسئولیت محتوای مقاله به عهده نویسنده می باشد. شبکه افغان دیاسپورا در قبال اظهارات نادرست در این مقاله مسئولیتی نخواهد داشت.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *