خشم گسترده پس از اظهارات سعد محسنی درباره “عادی بودن” افغانستان
Photo: @AADIL for ADN
کاظم جعفری
یک ویدیوی ۲۰ ثانیهای از سعد محسنی، مالک گروه رسانهای موبی و رئیس تبعیدی تلویزیون طلوع، موجی از واکنشهای تند را در میان دیاسپورای افغان برانگیخته است. محسنی در این ویدیو میگوید که «کابل بسیار عادی بهنظر میرسد» و زنان «میتوانند تنها رفتوآمد کنند»، «نیازی به پوشاندن صورت ندارند» و «زندگی در شهرهای بزرگ تفاوت چندانی با دوران جمهوری ندارد.»
این اظهارات که در یک نشست بینالمللی مطرح شد، بهسرعت در شبکههای اجتماعی پخش شد و با واکنشهای خشمگینانهٔ فعالان زن، روزنامهنگاران و اعضای دیاسپورای افغان روبهرو شد؛ کسانی که میگویند واقعیت زندگی زیر سلطهٔ طالبان بسیار سختتر و سرکوبگرانهتر از آن چیزی است که محسنی توصیف میکند.
هیلا نجیبالله، پژوهشگر صلح ، از نخستین کسانی بود که واکنش تند نشان داد. او این سخنان را «تبلیغات» خواند و یادآوری کرد که همین هفته یک کارمند زن افغانِ سازمان ملل کشته شد و زنان در هرات بهدلیل نوع پوشش مورد بازجویی قرار گرفتند. او تأکید کرد که دختران هنوز از آموزش محروماند و طالبان تنها دختران خود را به مکتب میفرستند.
نجیبالله گفت که محسنی از «جایگاه امتیاز و مصونیت» سخن میگوید و پرسید چرا در چنین نشستهایی بهجای زنان افغان، مردان دربارهٔ وضعیت زنان صحبت میکنند. او افزود که این نوع روایتسازیها به عقبماندگی زنان کمک میکند.
کاربر دیگری با نام آرش، محسنی را متهم کرد که پس از بازگشت طالبان، «در خدمت پروژهٔ سفیدنمایی» این گروه قرار گرفته است. او نوشت که محسنی با ظاهر مدرن و زبان غربپسند، تلاش میکند چهرهای «عادی و مشروع» از طالبان ارائه دهد، در حالی که واقعیت میدانی سرشار از سرکوب و خشونت است.
آرش ویدیویی از هرات را مثال آورد که در آن نیروهای طالبان زنان و دختران را تنها بهدلیل پوشش یا حضور در جامعه بازداشت میکنند. او گفت سکوت در برابر چنین تحریفهایی «خیانت نابخشودنی» است.
جنبش عدالت برای زنان نیز اظهارات محسنی را رد کرد و نوشت که «عادی» خواندن وضعیت زنان نادیدهگرفتن ممنوعیت آموزش، محدودیتهای رفتوآمد و بازداشتهای مرتبط با پوشش است. این گروه هشدار داد که چنین روایتهایی به «عادیسازی سرکوب» کمک میکند.
سعد حافظ، تحلیلگر سیاست و امنیت، دیدگاهی ساختاریتر ارائه کرد. او گفت که افغانستان امروز با وجود پایان جنگ گسترده، همچنان با چالشهای عمیق اقتصادی، سیاسی و ساختاری روبهرو است. به باور او، پیشرفت پایدار تنها زمانی ممکن است که افغانها بتوانند نهادهایی فراگیر و بازتابدهندهٔ واقعیتهای متنوع کشور بسازند.
مجیب مهرداد، روزنامهنگار افغان، محسنی را به «زیر پا گذاشتن تمام مرزهای اخلاقی» متهم کرد و گفت او حتی از «نعش افغانستان» نیز برای سودجویی دست نمیکشد.
مریم سما، عضو پیشین پارلمان، نیز محسنی را «لابیگر طالبان» خواند و گفت رسانهٔ او در دوران جمهوری به تضعیف نظام و بازگشت طالبان کمک کرد. او افزود که شرمآور است که محسنی ادعا میکند زندگی زنان «عادی» است و از خبرنگاران بینالمللی مانند لیز دوسِت انتقاد کرد که در برابر این سخنان سکوت کردند.
شدت واکنشها نشان میدهد که بحث دربارهٔ «چه کسی حق دارد از افغانستان سخن بگوید» و «چه روایتی از زندگی زیر سلطهٔ طالبان پذیرفته میشود» به یکی از حساسترین موضوعات در میان افغانها تبدیل شده است. برای بسیاری از زنان افغان، سخنان محسنی نهتنها تحریف واقعیت، بلکه پاککردن رنج روزمرهٔ آنان است.
این جنجال بار دیگر نشان میدهد که افغانستانِ امروز با وجود تغییرات ظاهری، همچنان با «مشکلات قدیمی در قالب واقعیتهای جدید» دستوپنجه نرم میکند. پایان جنگ گسترده به معنای پایان بحران نیست؛ سرکوب، انحصار قدرت و نبود مشروعیت سیاسی همچنان تعیینکنندهاند — و هرگونه روایتسازی دربارهٔ «عادی بودن» زندگی، با واقعیتهای عمیقتر جامعه در تضاد است.
یادداشت ADN:
این نوشته روایت شخصی سامعه علمیار است؛ دختری که در میان محدودیتهای سختگیرانه طالبان، رؤیاهایش را زنده نگه داشته و با قلمش مقاومت میکند. دیدگاهها و احساسات مطرحشده در این متن، بازتابدهنده تجربه و نگاه نویسنده است و لزوماً موضع رسمی شبکهٔ دیاسپورای افغان را نمایندگی نمیکند. ما این نوشته را بهعنوان بخشی از تعهد خود به بازتاب صدای زنان، نسل جوان و روایتهای خاموششده افغانستان منتشر میکنیم.
