کرزی زیر سایۀ طالبان: زندگی محدود، اما ایستادگی بیوقفه برای آموزش دختران
Hamid Karzai, Afghanistan's former president.
افغانستان کشور بزرگی خواهد شد؛ باسواد، آباد و سربلند.
زندگی روزمره در چهار دیوار
حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، امروز در کابل زندگی میکند؛ اما نه بهعنوان یک سیاستمدار آزاد، بلکه در وضعیتی که خودش آن را «نوعی حبس خانگی» میخواند. پنج سال پس از بازگشت طالبان، دنیای روزمرۀ او به چند اتاق، رفتوآمد محدود و نظارت دائمی امنیتی خلاصه شده است. با آنکه سالها در متن سیاست و قدرت قرار داشت، اکنون برای هر قدم بیرون از خانه باید اجازه بگیرد.
کرزی در گفتوگو با مشال حسین توضیح میدهد: «من بدون اطلاع دادن به مقامات طالبان از خانه بیرون نمیروم. اگر موافق باشند، برایم امنیت و اسکورت فراهم میکنند.» حتی مهمانان که نزد من میایند نیز باید از فیلتر طالبان بگذرند: «بعضیها اجازه دارند، بعضیها نه… هر ملاقات باید تأیید شود.»
او ماهها از خانه بیرون نمیشود. «شاید هر سه یا چهار ماه یکبار»، آنهم برای دیدار خانوادگی یا مراجعه به کلینیک. بیشتر وقتش در خانه میگذرد: مطالعهٔ خبرها، تماسهای تلفنی با افغانها و چهرههای بینالمللی، قدمزدن در حویلی و ورزش روزانه. با وجود این محدودیتها، کرزی میگوید: «این مشکلات برای من هیچ اهمیت ندارد. آنچه مهم است کار برای آیندهٔ افغانستان است.»
این نگاه نشان میدهد که برای کرزی، مسئلۀ اصلی نه آزادی شخصی، بلکه سرنوشت دختران و زنان افغانستان است؛ نسلی که امروز از حق آموزش محروم شده است.
آموزش؛ محور امید و مقاومت
کرزی با صراحت میگوید که چهار دههٔ گذشته برای افغانستان دوران بحران بوده است؛ اما تنها یک دوره—بیست سال جمهوری—فرصت واقعی آموزش را برای کودکان فراهم کرد. او با تأکید میگوید: «تنها زمانی که کودکان فرصت آموزش یافتند، همان بیست سال جمهوری بود. این دوره هزاران زن و مرد باسواد بهوجود آورد.»
برای کرزی، آموزش نه یک برنامهٔ اجتماعی، بلکه ستون اصلی آیندهٔ کشور است: «یگانه راهی که افغانستان میتواند سربلند شود، داشتن یک جمعیت باسواد است. هیچ تصور دیگری از پیشرفت ممکن نیست.»
او هر زمان که فرصت یابد، این موضوع را با رهبران طالبان مطرح میکند. «کسانی که نزد من میآیند و صحبت میکنند، با من همنظر اند.» اما این همنظری هنوز به تصمیم سیاسی تبدیل نشده است. دختران از رفتن به مکتب محروماند و زنان از کار در بیشتر عرصهها منع شدهاند.
با وجود این، کرزی باور دارد که جامعهٔ افغانستان در اکثریت قاطع طرفدار آموزش است: «این بحث در جامعهٔ ما به طور قاطع به نفع آموزش است. دیر یا زود دوباره به آن برمیگردیم.»
اما این موضوع برای کرزی تنها یک بحث سیاسی نیست؛ یک درد شخصی نیز هست. دختر بزرگ او نیز مانند میلیونها دختر افغان از رفتن به مکتب محروم شده است. وقتی از او پرسیده شد که آیا برای ادامۀ آموزش دخترانش به خارج فکر میکند، پاسخ او روشن بود: «بهعنوان پدر، مسئولیت دارم بهترین آموزش را برایشان فراهم کنم. اما بهعنوان شهروند افغانستان، مسئولیت دارم کشور خود را آمادهٔ آموزش دختران در محیط و فرهنگ خود بسازم. اگر دخترم را بیرون ببرم، یعنی از این حق دست کشیدهایم—و من هرگز از این حق دست نمیکشم.»
با وجود بحران انسانی، محدودیتهای شدید، و نبود چشمانداز سیاسی روشن، کرزی همچنان امیدوار است. او با اعتماد میگوید: «افغانستان کشور بزرگی خواهد شد؛ باسواد، آباد و سربلند. هیچ شکی ندارم.»
در پایان گفتوگو، کرزی از دستاوردها و ناکامیهایش یاد میکند. بزرگترین دستاوردش را «آموزش برای دختران و پسران» میداند و بزرگترین حسرتش را «نرسیدن به صلح». با صداقت میگوید: «میخواستم همهٔ افغانها در یک کشور آرام زندگی کنند. این آرزو را نرسیدم.»
اما حتی در چهار دیوار خانه، او به تلاش ادامه میدهد—برای روزی که دختران افغانستان دوباره با کتاب و قلم به مکتب برگردند، و آموزش، همانگونه که خودش میگوید، «حق طبیعی و یگانه راه سربلندی افغانستان» باشد.
