قهرمان کریکت یا زن ستیز؟ شکستن تابوها یا ترویج الگوی های نادرست؟

0 226
Screenshot

@Afghanistan Cricket Board

نوشته: مزمل شینواری

وقتی ستاره کریکت افغانستان، راشد خان، در ماه نوامبر بنیاد خیریه جدید خود را در هالند راه‌اندازی کرد، احتمالاً امیدوار بود توجه‌ها بر مأموریت بشردوستانه‌اش متمرکز شود ـ نه بر زندگی شخصی‌اش.

بنیاد راشد خان که به آموزش، صحت، آب پاک و حمایت انسانی از خانواده‌های آسیب‌پذیر افغانستان اختصاص دارد، ادامه تلاش‌های او برای استفاده از شهرت در جهت خیر عمومی است. اما آنچه تیترها را تسخیر کرد، چشم‌انداز بنیاد نبود ـ بلکه زنی بود که کنار او نشسته بود.

در این مراسم، خان با زنی ظاهر شد که لباس سنتی افغان بر تن داشت، آرایش کرده بود و چادر نداشت ـ تصویری چشمگیر برای یک چهره عمومی از یکی از محافظه‌کارترین خانواده‌های پشتون افغانستان.

به‌زودی شبکه‌های اجتماعی پر از گمانه‌زنی شد. آیا او همسرش بود؟ چرا بی‌حجاب بود؟ چه پیامی به جامعه‌ای می‌داد که میان محافظه‌کاری سختگیرانه و خواست تغییر تقسیم شده است؟

در ۱۱ نوامبر، خان به شایعات پایان داد. او در اینستاگرام نوشت:

«در دوم اگست امسال، فصل جدید و معناداری از زندگی‌ام آغاز شد. نکاح کردم و با زنی ازدواج کردم که تجسم عشق، صلح و زندگی مشترک است که همیشه آرزو داشتم.

اخیراً همسرم را به یک مراسم خیریه بردم و متأسفانه می‌بینم از چیزی به این سادگی برداشت‌های نادرست شده است. حقیقت ساده است ـ او همسر من است و ما با هم هستیم، و چیزی برای پنهان کردن نیست.»

پست او آرام و محترمانه بود. اما تا آن زمان، بحث به‌شدت گسترش یافته بود ـ فراتر از هواداران ورزش، تا افغان‌های داخل کشور و در دیاسپورا.

شکاف فرهنگی زیر تیترها

بحث درباره ازدواج راشد خان صرفاً درباره انتخاب‌های خصوصی یک مرد نیست. این موضوع بازتاب تنش فرهنگی گسترده‌تری در جامعه افغانستان است ـ میان حفظ سنت و فشار برای تحول اجتماعی.

چند سال پیش، وقتی در شفاخانه اطفال ایندیرا گاندی کابل کار می‌کردم، با زنی از قبیله شینواری در ولایت ننگرهار ملاقات کردم. او گفت شوهرش در امارات متحده عربی کار می‌کند و فقط سالی یک‌بار به خانه برمی‌گردد. مثل بسیاری از مردان در جامعه‌اش، او در خارج همسر دوم گرفته بود. داستانش، بدون خشم یا تلخی، یادآور این واقعیت بود که چندهمسری در بخش‌هایی از افغانستان، به‌ویژه میان خانواده‌های پشتون شرق، همچنان عادی است.

این داستان وقتی دوباره به ذهنم آمد که درباره ازدواج دوم راشد خان خواندم ـ که گفته می‌شود از قبیله شینواری است ـ ازدواج اولش در اکتبر ۲۰۲۴ و دومین در اگست ۲۰۲۵. برای بسیاری از افغان‌ها، این فقط شایعه نبود؛ بلکه به پرسش‌های جنسیت، عدالت و فرهنگ گره می‌خورد که تحت حاکمیت طالبان حتی حساس‌تر شده‌اند، جایی که حقوق زنان از بین رفته و زندگی اجتماعی به‌شدت کنترل می‌شود.

واکنش‌ها

واکنش عمومی مثل افغانستان به اساس قوم و زبان تقسیم‌شده بود.

«جامعه پشتون عمیقاً در سنت‌ها و ارزش‌های فرهنگی ریشه دارد»، بولان یوسف‌زی، یک فعال رسانه یی از ویانا نوشت. «وقتی یک شخصیت ملی مثل راشد خان به‌نظر می‌رسد این ارزش‌ها را نادیده می‌گیرد یا اشتباه معرفی می‌کند، این نه‌تنها بر شهرت شخصی او بلکه بر تصویر جمعی ملت تأثیر می‌گذارد.»

دیگران پا را فراتر گذاشتند. عطیه مهربان، فعال حقوق زنان، این موضوع را به روندی نگران‌کننده پیوند داد:

«یکی از پیامدهای حکومت طالبان، افزایش سریع چندهمسری است. راشد خان در ده ماه دو بار ازدواج کرده است. اولی در افغانستان، دومی در خارج. یک زن محبوس در خانه، و یک همسر لوکس برای نمایش عمومی ـ این بازتاب استانداردهای دوگانه‌ای است که زنان افغان تحمل می‌کنند.»

برای بسیاری از زنان، این بحث زخمی قدیمی را لمس کرد. در فیسبوک، هوا خپلواک به زوج تبریک گفت اما پرسش‌های اخلاقی مطرح کرد:

«اگر همسر اولش را دوست نداشت، چرا با او ازدواج کرد و باعث رنجش او شد؟ هر زن قلب دارد و سزاوار انصاف است. اگر مرد نمی‌تواند حقوق برابر به دو همسر بدهد، باید مجرد بماند. راشد تنها نیست ـ هر مردی که این‌گونه فکر می‌کند باید خودش را زیر سؤال ببرد.»

دیگران از خان دفاع کردند و از منتقدان خواستند زندگی شخصی را از وظیفه عمومی جدا کنند. محمد خان ذهین نوشت:

«ازدواج دوم اشتباه نیست. اگر از نظر احساسی، جسمی و مالی قوی هستی، بهتر از داشتن روابط مخفی است. در ملت‌های احساسی مثل ما، وقتی کسی مشهور می‌شود، زندگی شخصی‌اش کار مداخله همه می‌شود. باید دست از نقض حریم خصوصی مردم برداریم.»

در همین حال، نصرت الله پارسا، روزنامه‌نگار افغان مقیم پاریس، این لحظه را متفاوت دید ـ به‌عنوان اقدامی نمادین از شجاعت:

«همسر بی‌حجاب راشد خان واکنش قوی علیه افراط‌گرایی و حجاب اجباری بود. او نشان داد زنان افغان سزاوار دیده‌شدن و احترام هستند. مبارزه علیه حجاب اجباری با چنین اقداماتی آغاز می‌شود.»

پرسش بزرگ‌تر: قهرمانان و مسئولیت

شدت واکنش عمومی کمتر درباره انتخاب‌های خصوصی راشد خان است و بیشتر درباره جایگاهی که در تخیل افغان‌ها دارد. برای میلیون‌ها نفر، او فقط یک بازیکن کریکت نیست ـ او تجسم غرور افغانستان در صحنه جهانی است، یادآوری اینکه این کشور هنوز می‌تواند علی‌رغم دهه‌ها جنگ و بی‌ثباتی، افراد خارق العاده تولید کند.

اما این نمادگرایی باری سنگین دارد. چهره‌های عمومی مثل خان زیر ذره‌بین زندگی می‌کنند چون نماینده چیزی بزرگ‌تر از خودشان هستند. وقتی مرزهای فرهنگی را به چالش می‌کشند، حتی ناخواسته، اعمالشان در جامعه‌ای که با هویت و اخلاق زیر سلطه رژیم سرکوبگر دست‌وپنجه نرم می‌کند، موج ایجاد می‌کند.

درعین‌حال، شیفتگی افغان‌ها به زندگی شخصی قهرمانانشان حقیقت دیگری را آشکار می‌کند ـ عطش برای ارتباط و داستان‌هایی که فراتر از ناامیدی می‌روند. در کشوری که زنان از آموزش و فضاهای عمومی محروم‌اند، تصویر ساده یک زن و شوهر که کنار هم در انظار عمومی ایستاده‌اند، می‌تواند هم خشم و هم الهام برانگیزد.

مأموریت بنیاد راشد خان ـ برای بهبود آموزش، صحت و معیشت ـ شایسته توجه است. اما گفت‌وگو درباره ازدواج او نشان می‌دهد چگونه حوزه‌های شخصی و عمومی در جامعه‌ای عمیقاً اخلاق‌گرا مثل افغانستان جدایی‌ناپذیرند.

شاید انتظار اینکه راشد خان بار اخلاقی یک ملت را به دوش بکشد، ناعادلانه باشد. او در نهایت یک ورزشکار و شخص بشردوست است، نه یک اصلاح‌گر فرهنگی. اما چه بخواهد چه نه، اعمالش اکنون آینه‌ای از تناقضات افغانستان است ـ میان آرزوهای مدرن و انتظارات سنتی، میان آزادی و محدودیت، میان عشق و قضاوت.

داستان راشد خان یادآور این است که حتی قهرمانان نمی‌توانند از سیاست هویت بگریزند. اما همچنین روزنه‌ای از امید نشان می‌دهد ـ اینکه در یک ملت شکسته، یک گفت‌وگو، هرچند آشفته، هنوز می‌تواند افغان‌ها را وادار کند درباره اینکه چه هستند و چه می‌خواهند بشوند، بیندیشند.

مزمل شینواری، یکی از اعضای دیاسپورای افغانستان در برلین است. او پیش‌تر به عنوان داکتر در نظام صحی افغانستان کار می‌کرد.

توجه: مسئولیت محتوای مقاله به عهده نویسنده می باشد. شبکه افغان دیاسپورا در قبال اظهارات نادرست در این مقاله مسئولیتی نخواهد داشت.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *