هشدار دیاسپورای افغانستان: خطر تکرار اشتباهات گذشته جدی است
نامهٔ سرگشادهٔ شماری از نهادهای مدنی و سیاسی افغانستان خطاب به رئیس سنای بلجیم، یکی از صریحترین هشدارهایی است که در سالهای اخیر از سوی جامعهٔ مدنی افغانستان مطرح شده است. این نامه، در کنار قدردانی از حمایتهای اروپا در زمینهٔ حقوق زنان، بر یک نگرانی بنیادین تأکید میکند: بازگشت چهرهها و گروههایی که در بحرانهای گذشته نقش داشتهاند، میتواند افغانستان را دوباره به مسیر فروپاشی و خشونت سوق دهد.
در این نامه، امضاکنندگان با اشاره به نشست «نقش زنان در میان اپوزیسیون دموکراتیک افغانستان» در بروکسل، نگرانی خود را از دعوت برخی چهرههای سیاسی و نظامی ابراز میکنند؛ چهرههایی که به باور آنان، در دهههای گذشته در جنگهای داخلی، فساد گسترده، نقض حقوق بشر، غارت منابع عمومی و تضعیف نهادهای دولتی نقش مستقیم داشتهاند. این گروهها، به گفتهٔ نویسندگان، نهتنها مشروعیت مردمی ندارند، بلکه حضور دوبارهٔ آنان در صحنهٔ سیاسی میتواند ترس و بیاعتمادی را در میان مردم افغانستان افزایش دهد.
تجربهٔ روند بن ۲۰۰۱، که در نامه به آن اشاره شده، نمونهٔ روشنی از پیامدهای اتکا به همین بازیگران است. آن روند، بهجای ایجاد یک نظام کارآمد، به تقویت شبکههای فساد، تشدید شکافهای قومی و تضعیف حاکمیت قانون انجامید. میلیاردها دالر کمک بینالمللی بدون نظارت مؤثر مصرف شد و صدها سرباز اروپایی جان خود را از دست دادند، در حالیکه ساختارهای دولتی افغانستان همچنان ضعیفباقی ماند. نویسندگان هشدار میدهند که تعامل دوباره با همان گروهها، خطر تکرار همان چرخهٔ ناکامی را در پی دارد.
در بخش دیگری از نامه، نقش بازیگران خارجی نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. سیاستهای ایالات متحده عمدتاً بر مبنای منافع ژئوپولیتیک پیش رفته و پاکستان برای دههها از گروههای مسلح بهعنوان ابزار سیاست امنیتی خود استفاده کرده است. حمایت سازمانهای استخباراتی پاکستان از گروههای تروریستی، به باور امضاکنندگان، یکی از عوامل اصلی سقوط دولت افغانستان و گسترش بیثباتی در منطقه بوده است. حملات راکتی و حمایت از گروههای مسلح، همچنان تهدیدی جدی برای امنیت مردم افغانستان محسوب میشود.
در مقابل، نویسندگان خواستار یک استراتژی مستقل، واقعبینانه و مردممحور از سوی اتحادیهٔ اروپا هستند؛ استراتژیای که بر امنیت، جلوگیری از جنگ داخلی، حفظ تمامیت ارضی و مبارزه با گروههای تروریستی تمرکز داشته باشد. آنان تأکید میکنند که اروپا باید از چهرههایی حمایت کند که به اصول دموکراتیک، حقوق بشر و منافع ملی افغانستان پایبندند، نه از جنگسالارانی که اعتماد مردم را از دست دادهاند.
این نامه در نهایت یک پیام روشن و محوری دارد: آیندهٔ افغانستان تنها زمانی ساخته میشود که اشتباهات گذشته تکرار نشود و صدای مردم — نه بازیگران بحرانساز — محور تصمیمگیریهای بینالمللی قرار گیرد.
