بی‌طرفی؛ مسیر گمشدهٔ صلح در افغانستان

0 3
بی‌طرفی؛ مسیر گمشدهٔ صلح در افغانستان

در یک یادداشتی که با عنوان «دیدگاه کنونی دربارهٔ تحولات اخیر افغانستان» در حساب ایکس خود منتشر کرده است، پژوهشگر صلح و آشتی هیله نجیب‌الله استدلالی روشن و مبتنی بر تاریخ ارائه می‌کند درباره اینکه چرا افغانستان  با بی‌ثباتی دست‌وپنجه نرم می‌کند — و چرا بی‌طرفی شاید تنها راه ممکن برای رسیدن به صلح پایدار باشد.

هیله سخنان خود را با بازخوانی توافقات ژنیو در ۱۴ اپریل ۱۹۸۸ آغاز می‌کند؛ لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر افغانستان. این توافقات — میان افغانستان و پاکستان و با ضمانت ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی وقت — طبق حقوق بین‌الملل همچنان لازم‌الاجرا هستند. این توافقات توانستند به اشغال شوروی پایان دهند و برای سه سال و نیم فرصتی برای حکومت مستقل افغانستان فراهم کنند. اما نتوانستند صلح پایدار ایجاد کنند.

به باور هیله، دلیل اصلی این ناکامی در کنار گذاشتن سیاست خارجی بی‌طرفانهٔ افغانستان در سال ۱۹۷۴ نهفته است.

این فاصله گرفتن از بی‌طرفی، راه را برای دهه‌ها جنگ نیابتی باز کرد. دههٔ ۱۹۹۰ با خون‌ریزی، مهاجرت‌های گسترده، ناامنی، فقر و فروپاشی نهادهای سیاسی و اجتماعی همراه بود. پس از ۲۰۰۱، افغانستان به مرکز «جنگ علیه ترور» تبدیل شد؛ جنگی که پیامدهای آن هنوز بر ساختار سیاسی و اجتماعی کشور سایه انداخته است. حتی امروز نیز بسیاری از افغان‌ها نمی‌دانند آیا آن فصل واقعاً پایان یافته است یا نه.

ارزیابی هیله از وضعیت کنونی نیز هشداردهنده است. افغانستان امروز فاقد حاکمیت قانون است. دختران از آموزش محروم‌اند، زنان از مشارکت اجتماعی کنار گذاشته شده‌اند، فضاهای مدنی تقریباً از بین رفته، فقر عمیق‌تر شده و میلیون‌ها نفر آواره‌اند.

خشونت در امتداد خط دیورند نیز حاکمیت و تمامیت ارضی افغانستان را تضعیف می‌کند. او هشدار می‌دهد که اگر این روند ادامه یابد، بی‌ثباتی نه‌تنها پابرجا می‌ماند بلکه به منطقه نیز سرایت خواهد کرد.

اما پیام اصلی هیله ناامیدی نیست — بلکه شفافیت راهبردی است.

افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش همواره در معرض مداخلهٔ قدرت‌های خارجی بوده است. با تغییر موازنه‌های جهانی — از رقابت آمریکا، چین و روسیه گرفته تا تنش‌های منطقه‌ای — خطر آن وجود دارد که افغانستان بار دیگر به میدان رقابت قدرت‌ها تبدیل شود.

در چنین شرایطی، بی‌طرفی نه یک انتخاب دیپلماتیک، بلکه یک سپر حفاظتی است.

هیله به تاریخ اشاره می‌کند: افغانستان در هر دو جنگ جهانی به دلیل حفظ بی‌طرفی در صلح بود. تجربهٔ سوئیس نیز نشان می‌دهد که بی‌طرفی، زمانی که به رسمیت شناخته شود، می‌تواند پایهٔ ثبات ملی و همکاری بین‌المللی باشد.

به گفتهٔ او، بی‌طرفی برای افغانستان «مفهومی بیگانه نیست، بلکه مسیری آزموده‌شده است.»

دیدگاه هیله آینده‌نگر است. افغانستانِ بی‌طرف می‌تواند به مرکز اتصال منطقه‌ای، ترویج صلح، مقابله با افراط‌گرایی و ساختن آینده‌ای عاری از فقر تبدیل شود. اما بی‌طرفی یک‌جانبه به دست نمی‌آید؛ نیازمند اجماع قدرت‌های بزرگ است.

او تأکید می‌کند که صلح پایدار در افغانستان «تا زمانی که قدرت‌های بزرگ دربارهٔ وضعیت آیندهٔ افغانستان به توافق نرسند» ممکن نخواهد بود.

هیله در توضیحی جداگانه که همراه با یادداشت‌اش منتشر کرد، افزود که « مشارکت در همه ی گفتمان های بین المللی به نفع درازمدت کشور نیست.» او گفت که شرکت نکردن در برخی نشست‌های بین‌المللی تصمیمی آگاهانه است — برای حفظ شفافیت موضع و استقلال صدا در زمانی که روایت‌ها دربارهٔ افغانستان در حال پراکندگی است.

رویکرد او همچنان بر ثبات بلندمدت، منافع ملی و اصل بی‌طرفی استوار است.

او هشدار می‌دهد که هزینهٔ ادامهٔ رقابت‌های ژئوپولیتیک را تنها افغان‌ها نخواهند پرداخت؛ این هزینه به منطقه و فراتر از آن سرایت خواهد کرد.

در جهانی که دستخوش تغییرات ژرف است، بی‌طرفی افغانستان می‌تواند نه‌تنها به مردم آن، بلکه به جامعهٔ جهانی خدمت کند.

هیله از قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای می‌خواهد که آیندهٔ افغانستان را از زاویه‌ای ببینند که تاریخ کارآمدی آن را ثابت کرده است.

آنچه افغانستان اکنون نیاز دارد نه یک جنگ نیابتی دیگر، بلکه صلحی پایدار و فراگیر بر پایهٔ بی‌طرفی است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *