هزارهها؛ روایت ایستادگی و سهم برابر در خانه مشترک
تظاهراتی از سوی جامعهٔ هزارههای افغان در سال ۲۰۲۲ در ویانا در واکنش به حملات علیه این گروه در افغانستان برگزار شد. عکس: @Ali Ahmad برای ADN
سامعه علمیار
اولین تصویری که از هزارهها در ذهنم مانده، به سالهای مکتب بازمیگردد صنفی با چوکیهای کهنه و دیوارهای ترکخورده. در آن کلاس میان همصنفیهایم شاگردانی بودند که آرام و کمحرف به نظر میرسیدند اما بیش از همه تلاش میکردند زود میآمدند، دیر میرفتند و در تمام مدت کتاب در دست داشتند. آن زمان نمیدانستم که پشت سکوتشان تاریخی طولانی از رنج محرومیت و مقاومت نهفته است.
برای بسیاری از شاگردان هزاره، درس خواندن تنها یک وظیفه معمولی نیست یک مبارزه است مبارزه با فقر، با محرومیت، و با گذشتهای که بارها آنان را به حاشیه رانده بود. وقتی نامشان در میان شاگردان ممتاز میدرخشید لبخندشان تنها یک موفقیت شخصی نبود لبخند شکستن یک دیوار بود، لبخند پافشاری بر حق زندگی و یادگیری.
این تصویر در دانشگاه کابل برایم روشنتر شد. در دانشکده ادبیات دری بسیاری از همصنفیهایم هزاره بودند. صنف پر از بحثهای ادبی و گفتوگوهای فکری بود اما چیزی که بیشتر جلب توجه میکرد جدیت و مسئولیتپذیری آنان بود. کتابخانه برایشان جای عادی نبود؛ پناهی بود برای ساختن آینده.
در چهرهشان امیدی همراه با احتیاط دیده میشد. میدانستند مسیرشان آسان نیست اما تصمیم گرفته بودند از همان مسیر دشوار عبور کنند. نه با صدای بلند، بلکه با تلاش پیوسته و حضور مستمر خود را ثابت میکردند در هر سمینار، در هر تحقیق، حضورشان پررنگ بود وقتی با همصنفیهایم در بحثهای علمی و ادبی شرکت میکردم میدیدم که حضور هزارهها برجسته است آنان نه تنها در یادگیری پیشتاز بودند بلکه با انگیزهای مثالزدنی جامعه و فرهنگ خود را نیز نمایندگی میکردند.
دختران هزاره با شجاعتی کمنظیر به دانشگاه آمده بودند و نشان دادند که هیچ محدودیتی نمیتواند آرزوی دانستن را خاموش کند. این روحیه نشان میدهد که هزارهها مردمی با فکر باز و نگرش روشناند؛ آموزش، گفتوگو و پیشرفت را راه آینده میدانند و در برابر تنگنظری ایستادگی میکنند.
هزارهها مردم سازگار با شهرنشینی هستند نظم و دقت در کار و تحصیل را جدی میگیرند و به مدیریت زمان و تلاش مستمر پایبندند شاید بتوان گفت تجربه محدودیتها و تلاش برای پیشرفت آنان را به مردمی منظم، صبور و مقاوم تبدیل کرده است مردمی که در محیطهای مدرن نیز حضوری فعال و سازنده دارند.
با این همه، هزارهها در این سالها بارها هدف خشونت قرار گرفتهاند؛ نه به خاطر کاری که کردهاند بلکه به خاطر هویتی که دارند این درد زخمی بر وجدان افغانستان است تبعیض در هر شکل آن اشتباه و خلاف انسانیت است هیچ جامعهای با حذف یا تحقیر بخشی از خود به ثبات و آرامش نمیرسد. هزاره ها زمین از دست دادهاند، عزیز از دست دادهاند، اما امید را از دست ندادهاند. همین پافشاری بر ماندن و ساختن بزرگترین تعریف از این مردم است.
مسیر من به دانشگاه ایران، به دوره ماستری تجربهای جدید بود. صنفهای ماستری پر از دانشجویان از سراسر منطقه بود اما حضور هزارهها همچنان برجسته بود آنان با جدیت در بحثهای علمی شرکت میکردند تحقیقات خود را با دقت دنبال میکردند و هر فرصت آموزشی را جدی میگرفتند این حضور نه تنها تصویری از تلاش فردی بود، بلکه نمادی از استمرار مبارزه برای آموزش و پیشرفت.
در کلاسهای دانشگاه ایران، گفتوگوها میان دانشجویان جریان داشت بحثهایی درباره سیاست، جامعه و فرهنگ. هزارهها اغلب با آرامش اما استوار، دیدگاههای خود را بیان میکردند و با استدلال روشن جایگاه خود را تثبیت میکردند در همان لحظات روشن میشد که مقاومت آنان محدود به خانه و کشورشان نیست؛ بلکه به عرصه جهانی آموزش و پژوهش نیز کشیده شده است.
با این تجربهها بیش از پیش برایم روشن شد که هزارهها کمادعا اما استوار هستند آنان در سختترین شرایط فرزندان خود را به مکتب فرستادند، خانههای خود را بازسازی کردند و با صبر و پشتکار دوباره برخاستند. حضور آنان در دانشگاههای داخلی و خارجی سرمایهای برای کل افغانستان و حتی منطقه است. هزارهها بخش مهم و جداییناپذیر افغانستاناند؛ در فرهنگ، در تاریخ، در آموزش و در ساختن آینده این سرزمین سهم اساسی دارند.
سخن گفتن از هزارهها به معنای فاصله گرفتن از دیگر اقوام نیست برعکس شناخت و احترام به تلاشهای آنان میتواند پلی برای درک بهتر یکدیگر باشد. افغانستان خانه مشترک همه ماست؛ تاجیک، پشتون، هزاره، ازبیک و دیگران. هیچ خانهای با شکستن یکی از ستونهایش پابرجا نمیماند.
در یک دولت واقعی، دولت از مردم است و برای مردم. در چنین دولتی، حق و حقوق همه شهروندان از هر قوم و زبان باید یکسان و بدون تبعیض رعایت شود. عدالت زمانی معنا پیدا میکند که هیچ شهروندی به خاطر قومیتش احساس حذف یا محرومیت نکند. همچنان در رأس دولت نیز باید نمایندگانی از همه اقوام حضور داشته باشند، بیهیچ تبعیضی زیرا افغانستان متعلق به همه افغانهاست و مدیریت آن نیز باید بازتابدهنده همین تنوع باشد.
وقتی رنج هزاره دیده شود انسانیت ما تقویت میشود. وقتی عدالت و امنیت برای آنان برقرار گردد پایههای عدالت و امنیت در سراسر کشور محکمتر میشود. انسانیت باید بر هر نام و عنوان دیگری مقدم باشد اگر انسان بودن را اصل قرار دهیم دیگر تبعیض جایی برای ماندن نخواهد داشت.
من آنان را در نیمکتهای ساده مکتب دیدهام با کتابهای کهنه اما امیدهای نو. در دهلیزهای دانشگاه کابل دیدهام؛ با بحثهای جدی و آرزوهای بزرگ. در کلاسهای ماستری دانشگاه ایران نیز دیدم با حضور پررنگ، تحقیقات دقیق و عزم برای پیشرفت. باور دارم که این سرزمین بدون حضور امن، برابر و باعزت آنان، تصویر کاملی نخواهد داشت.
امروز بیش از هر زمان دیگر ما نیازمند همدلیایم. هزارهها جزئی جداییناپذیر از افغانستاناند؛ نه در حاشیه، بلکه در متن. پذیرش این حقیقت گامی است به سوی آیندهای که در آن هیچ کودک به خاطر قومیتش نترسد و هیچ جوان به خاطر هویتش احساس حذف نکند.
اگر روزی عدالت در این سرزمین برقرار شود آن روز پیروزی نه یک قوم، بلکه پیروزی همه ما خواهد بود. افغانستان تنها زمانی آرام میشود که همه فرزندانش هزاره، تاجیک، پشتون، ازبیک و دیگران با عزت و امنیت، کنار هم زندگی کنند.
و این آرزو از همان صنفهای ساده مکتب شروع میشود؛ از همان جایی که یاد گرفتیم کنار هم بنشینیم بیاموزیم و انسان بودن را بر هر نام دیگری مقدم بدانیم.
سامعه علمیار، نویسنده و فعال حقوق زنان از افغانستان است. او دانشآموختهٔ ادبیات پارسیدری، محصل نیمهتمام مقطع ماستری در دانشگاه اصفهان ایران، و دانشجوی ژورنالیزم در یک دانشگاه آنلاین است. سامعه با قلم و شعر خود میکوشد صدای زنان سرکوبشده را به جهان برساند و مرزهای محدودیت و تبعیض را به چالش بکشد.
یادداشت ADN:
این نوشته روایت شخصی سامعه علمیار است؛ دختری که در میان محدودیتهای سختگیرانه طالبان، رؤیاهایش را زنده نگه داشته و با قلمش مقاومت میکند. دیدگاهها و احساسات مطرحشده در این متن، بازتابدهنده تجربه و نگاه نویسنده است و لزوماً موضع رسمی شبکهٔ دیاسپورای افغان را نمایندگی نمیکند. ما این نوشته را بهعنوان بخشی از تعهد خود به بازتاب صدای زنان، نسل جوان و روایتهای خاموششده افغانستان منتشر میکنیم.
