نظام آموزشی افغانستان در آستانهٔ فروپاشی

0 27
نظام آموزشی افغانستان در آستانه

پسران دانش آموز در لشکر گاه هلمند.

نوشته: س‌ص احمد
کندز، افغانستان

نظام آموزشی افغانستان به نقطه‌ای بحرانی رسیده است. یافته‌های تازهٔ یونیسف نشان می‌دهد که ترکیب سیاست‌های محدودکننده، کمبود مزمن بودجه و شوک‌های انسانیِ پی‌درپی، میلیون‌ها کودک را از حق آموزش محروم کرده است. این نهاد هشدار می‌دهد که بدون اقدام فوری و پایدار، افغانستان در آستانهٔ از دست دادن یک نسل کامل قرار دارد؛ هشداری که هم برای خانواده‌های داخل کشور و هم برای جامعهٔ دیاسپورای افغان به‌شدت نگران‌کننده است.

آموزش اوایل کودکی عملاً در حاشیه قرار دارد. کمتر از یک درصد کودکان ۳ تا ۵ ساله به برنامه‌های یادگیری اولیه دسترسی دارند یعنی به سختی میتوانند که یک متن آسان را بخوانند. هرچند مدل‌های بازی‌محور و برنامه‌های آزمایشی از سوی یونیسف و نهادهای همکار اجرا شده، اما نبود فضای سیاسی مناسب و منابع مالی پایدار، امکان گسترش آن‌ها را محدود کرده است. در نتیجه، پایه‌های رشد شناختی و اجتماعی کودکان از همان سال‌های نخست تضعیف می‌شود.

شاخص‌های رشد اولیه نیز تصویر نگران‌کننده‌ای ارائه می‌کنند. براساس داده‌های ۲۰۲۲–۲۰۲۳، تنها ۲۹ درصد کودکان خردسال از نظر رشدی در مسیر مناسب قرار دارند. برنامهٔ آموزش والدین در سال ۲۰۲۴ نتایج امیدوارکننده‌ای داشت، اما در مقیاسی بسیار محدود اجرا شد؛ مقیاسی که برای ایجاد تغییر ملی کافی نیست.

در آموزش ابتدایی، ثبت‌نام در سال ۲۰۲۴ به ۶.۷۷ میلیون کودک رسید، اما این رقم بیش از آن‌که نشانهٔ پیشرفت باشد، نشان‌دهندهٔ توقف رشد است. فقر فزاینده پسران بیشتری را از مکتب بیرون می‌کشد و دستاوردهای آموزشی دختران همچنان شکننده باقی مانده است. بحران واقعی اما در مقطع متوسطه رخ می‌دهد؛ جایی که دختران پس از صنف ششم به‌طور کامل از آموزش حذف شده‌اند. افغانستان در حال حاضر تنها کشوری است که چنین ممنوعیتی را به‌صورت رسمی اعمال می‌کند.

کمبود بودجه و نبود معلمان واجد شرایط—به‌ویژه معلمان زن—فشار شدیدی بر نظام آموزشی وارد کرده است. نزدیک به نیمی از مکاتب فاقد ساختمان امن‌اند و ۷۹ درصد آن‌ها به برق دسترسی ندارند. بسیاری از مکاتب آب آشامیدنی، تشناب یا فضاهای محافظتی ندارند. آموزش در قریه جات که زمانی به نزدیک یک میلیون کودک دسترسی داشت، زیر فشار سیاست‌های جدید به‌شدت کوچک شده است. طرح «تداوم یادگیری» یونیسف برای پیوند دادن این کودکان به مکاتب دولتی طراحی شده، اما دامنهٔ اجرای آن همچنان محدود است.

نتایج یادگیری در افغانستان در پایین‌ترین سطح جهانی قرار دارد. بیش از ۹۰ درصد کودکان ده‌ساله قادر به خواندن یک متن ساده نیستند. ارزیابی ملی صنف سوم در سال‌های ۲۰۲۴–۲۰۲۵، که با همکاری یونیسف و یونسکو آغاز شده، نخستین تلاش جدی برای گردآوری شواهد سیستماتیک دربارهٔ کیفیت آموزش است. با این حال، توسعهٔ ظرفیت معلمان بدون زیرساخت‌ها و مشارکت معنادار زنان، با موانع جدی روبه‌روست.

فشارهای انسانی و انسداد مسیرهای آموزشی

ابعاد بحران با فشارهای انسانی تشدید شده است. در سال ۲۰۲۵، حدود ۸.۹ میلیون کودک—از جمله ۸۸۸ هزار کودک دارای معلولیت—به حمایت آموزشی اضطراری نیاز خواهند داشت. هم‌زمان، بازگشت گسترده از ایران و پاکستان از سال ۲۰۲۳ تاکنون ۲.۷ میلیون نفر را به افغانستان بازگردانده که ۴۰ درصد آن‌ها کودک‌اند. بسیاری از دختران عودت کننده بالای ۱۲ سال، به دلیل محدودیت‌های آموزشی و ازدحام مکاتب، عملاً از چرخهٔ آموزش حذف می‌شوند.

برای خانواده‌های دیاسپورا، این بازگشت‌ها اغلب شامل خویشاوندانی است که ناگهان بدون دسترسی به آموزش، خدمات اولیه و حمایت اجتماعی رها می‌شوند. این وضعیت مسئولیت‌های فرامرزی تازه‌ای ایجاد کرده و پیوند بحران آموزشی داخل کشور را با زندگی افغان‌ها در بیرون از مرزها آشکارتر ساخته است.

مسیرهای پس از متوسطه نیز به‌شدت محدود شده‌اند. آموزش‌های فنی و حرفه‌ای رسمی در سطحی حدود ۶۶ هزار دانش‌آموز متوقف مانده و مشارکت دختران تقریباً به صفر رسیده است. در مقابل، آموزش‌های فنی غیررسمی از سال ۲۰۱۹ شش برابر افزایش یافته؛ نشانه‌ای از تلاش خانواده‌ها برای یافتن راه‌های معیشتی جایگزین در غیاب گزینه‌های رسمی.

در آموزش عالی، سقوط کم‌سابقه است. ثبت‌نام دختران از ۲۷ درصد در سال ۲۰۱۹ به صفر در ۲۰۲۴ رسیده و ثبت‌نام پسران ۴۰ درصد کاهش یافته است. شمار استادان زن نیز ۷۰ درصد افت کرده است. تغییرات نصاب در سال ۲۰۲۵—حذف صدها کتاب و ۱۸ رشته از جمله حقوق بشر، برابری جنسیتی و علوم سیاسی—نگرانی‌های جدی دربارهٔ آزادی اکادمیک و آیندهٔ پوهنتون ها را ایجاد کرده است.

با وجود این چشم‌انداز تیره، یونیسف تأکید می‌کند که هنوز امکان جلوگیری از فروپاشی کامل وجود دارد: حفاظت از یادگیری پایه، ایجاد مکاتب امن و فراگیر، حمایت هدفمند از معلمان و هم‌سویی آموزش مهارتی با نیازهای بازار کار می‌تواند از شدت بحران بکاهد.

برای دیاسپورای افغان، این بحران صرفاً یک گزارش نیست؛ مسئله‌ای است که آیندهٔ خانواده‌ها، شبکه‌های اجتماعی و کشوری را شکل می‌دهد که بسیاری هنوز امید بازسازی آن را در دل دارند. بدون بودجهٔ پایدار و فضای سیاسی مناسب، افغانستان در آستانهٔ از دست دادن یک نسل کامل قرار دارد—نسلی که آیندهٔ کشور به آن وابسته است.

SS Ahmad is a freelance researcher and journalist based in, Kabul Afghanistan. 

Note: The contents of the article are of sole responsibility of the author. Afghan Diaspora Network will not be responsible for any inaccurate or incorrect statement in the articles.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *