مردم ملکی قربانیان اصلی تشدید جنگ در افغانستان

اول سپتمبر2014

تابستان سال ۲۰۱۴ شاهد حملات جبهه ای طالبان ومتحدین خارجی شان است، حملاتی که تحت نام "حملات خیبر"مسما ګردیده وصفحۀ انترنتی "دجهادغږ" ارگان تبلیغاتی طالبان این عملیاتها را با "افتخار" زیاد تبلیغ میکند. در اجرای این عملیاتها حمایت سازمانهای استخباراتی منطقه اعم ازآی اس آی وسپاه قدس (شاخۀ خارجی سپاه پاسداران ایران درتبانی با سازمان استخباراتی روسیه FSB )  اکنون بخوبی محسوس است. این حملات با آنکه درظاهرعلیه ارگانهای امنیتی افغانستان یا غربیها صورت میگیرند، درعمل عامل برهم زدن ثبات وزندگی صلح آمیزمردم افغانستان بوده وبیشترین قربانیان خود را از مردم ملکی میگیرند. به همین جهت کمیتۀ حقوق بشر فارو اشاره به دونکتۀ ذیل را درین رابطه ضروری میداند:

- اولویت برای آی اس آی وسپاه قدس تأمین اهداف استراتیژیک منطقوی شان است. دول ایران وپاکستان نه تنها به حیات مردم ملکی افغانستان بلکه به حیات مردم ملکی کشورخود نیزاهمیتی قایل نیستند. نیروهای بومی (افغان الاصل) تحت حمایت این دوکشورنباید ازدساتیرسازمانهای استخباراتی بیگانه اطاعت کورکورانه نموده وبه وجیبۀ حفظ حیات افرادملکی عمل کنند. درجهان امروزمعیارهای معینی برای ارزیابی عواقب منفی احتمالی عملیاتهای نظامی برای مردم ملکی وجود دارد که طالبان افغانستان از آن آگاهی دارند ولی معمولأ آنرا رعایت نمیکنند. دراعمالی که طالبان رسمأ مسؤلیت آنرا میگیرند، ده ها وگاهی صدها فرد ملکی ازبین میروند. ماینگذاری خانه های مردم ولسوالی سنگین ولایت هلمند وشیوۀ حملات وجنگ دوامدارطالبان درین ولسوالی باعث مرگ صدها وومجروعیت هزاران فردملکی شده است. حملات در کندز وحملۀ اخیربردفترولایتی ریاست امنیت ملی در جلال آباد مثالهای دیگرروش بی بندوبارانۀ طالبان درحملات جنگی شان میباشد. وقتی طالبان، شبکۀ حقانی وسایرین یک حمله را پلان میکنند، بخوبی میدانند که درساحۀ آتشرس این حمله تعداد زیاد مردم ملکی هم قراردارند. با آنهم به آن عمل دست میزنند. بطور مثال با انفجاربزرگ درمقابل تعمیرامنیت ملی درجلال آباد، طالبان ریسک جدی کشتارافرادملکی به اثرانفجار بزرګ مقابل دروازۀ امنیت ملی را آگاهانه پذیرفته بودند. طبق معلومات رسانه ها وشفاخانۀ مربوطه، تعداد تلفات ملکی حملۀ ۳۰ اګست طالبان برجلال آباد ۹ برابرتلفات نظامی وارد شده ازجانب طالبان بود. هرزمانیکه طالبان مورد انتقاد مؤسسۀ ملل متحد واقع میشوند، دستورالعمل ملا محمد عمر مبنی برتوجه به حیات افراد ملکی را مکررأ درصفحۀ انترنتی رسمی خویش برا ی اهداف تبلیغاتی انتشار میدهند. آیا این عوامفریبی نیست؟ این روش با ادعا های اسلامی طالبان درتضاد قرار دارد.

- مسؤلیت تلفات ملکی تنها متوجه طالبان نیست. مادۀ پنجم قنون اساسی تأمین امنیت را یکی از وظایف اساسی دولت افغانستان دانسته است. حکومت افغانستان مکلف به اتخاذ تدابیر ضروری برای تأمین امنیت شهروندان است. وقتی افراد مسلح از آنسوی دیورند درگروپهای چند صد نفری داخل هلمند شده هر کی را میخواهند میکشند وهرچه بر سر راه شان قرار گیرد آتش میزنند، دیگرنمیتوان صحبت از امنیت شهروندان بعمل آورد. وقتی سپاه قدس قادر به چندبرابرساختن تعداد جرایم وبرهم زدن زندگی صلح آمیزمردم هرات میشودودولت ما بادستهای بسته به این حالت مینگرد، چنین دولتی نمیتواند ادعا کند که قادر به تأمین امنیت شهروندان است. تمرکز چشم وفکرهمه دولتمردان به اینکه کدامیک ازحلقات دولتی به ارگ راه پیدامیکند، باعث این شده که ارگانهای امنیتی درشب یلدای بررسی آرا مصروف گردند وازین مصروفیت شان هم نیروهای ویرانگرخارجی بهره ببرند، هم طالبان وهم گروه های دزد ورهزن مورد حمایت زورمندان. رئیس دولت ومقامات امنیتی باید بدانند که تا آخرین روزیکه از ملت معاش میگیرند، قانونأ مکلف به تأمین امنیت شهروندان اند. مطابق به احکام قانون اساسی، مقامات رهبری ارگانهای امنیتی باید به فعالیتهای که در عرصۀ انتخابات دارند پایان بخشیده وبا جدیت به وظایف اصلی خویش بپردازند.

 

"کمیتۀ حقوق بشر فارو"